حالیا معجزه ی باران را باور کن
وسخاوت را در چشم چمنزار ببین
ومحبت را درروح نسیم
خاک جان یافته است توچرااینهمه دلتنگ شدی
بازکن پنجره را
وبهاران را
باورکن...
حالیا معجزه ی باران را باور کن
وسخاوت را در چشم چمنزار ببین
ومحبت را درروح نسیم
خاک جان یافته است توچرااینهمه دلتنگ شدی
بازکن پنجره را
وبهاران را
باورکن...
در زندگی باران مباش که دیگران گمان کنند با منت خودت را به شیشه میکوبی ابر باش تا انتظار باریدنت را بکشند!!
اگر پیاده هم شده است سفر کن،در ماندن می پوسی!!!
زندگی بافتن یک قالیست،نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی،نقشه را اوست که تعیین کرده،تو در این بین فقط می بافی!نقشه را خوب ببین،نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند!!!
اگه دیدی زندگی واست خیلی سخت شد یادت باشه دریای آروم ناخدای قهرمان نمی سازه!!!
وقتی از مادر متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود .
به او گفتم تو کیستی ؟ گفت: غم !
فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعد ها با او بازی خواهم کرد .
ولی بعد ها فهمیدم !! که من عروسکی هستم در دستان غم !!!... .
در حصار بی کسی ها بارها دلم شکست به یاد تنها کسی که هیچوقت یادم نکرد.
چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی
که یک سر مهربونی دردسر بی
اگر مجنون دل شوریده هی داشت
دل لیلی از او شوریده تر بی
آرزو هاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی به خدا بگو و ازش بخواه،خدا یادش نمیره ولی شاید تو یادت بره چیزی که امروز داری،دیروز آرزوشو کردی!